عشق و نفرت

DesignEmailProfileHome


http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2012/7/arghavani_27224439.jpg

« کوچه - فریدون مشیری »

  بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

  همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

  شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

  شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

  در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

  باغ صد خاطره خندید

  عطر صد خاطره پیچید



  یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

  پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

  ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

  تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

  من همه محو تماشای نگاهت


  آسمان صاف و شب آرام

  بخت خندان و زمان رام

  خوشه ماه فرو ریخته در آب

  شاخه ها دست برآورده به مهتاب

  شب و صحرا و گل و سنگ

  همه دل داده به آواز شباهنگ


  یادم آید : تو به من گفتی :

  از این عشق حذر کن!

  لحظه ای چند بر این آب نظر کن

  آب ، آئینه عشق گذران است

  تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

  باش فردا ،‌ که دلت با دگران است!

  تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!


  با تو گفتم :‌

  "حذر از عشق؟

  ندانم!

  سفر از پیش تو؟‌

  هرگز نتوانم!

  روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

  چون کبوتر لب بام تو نشستم،

  تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم"

  باز گفتم که: " تو صیادی و من آهوی دشتم

  تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

  حذر از عشق ندانم

  سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!


  اشکی ازشاخه فرو ریخت

  مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!

  اشک در چشم تو لرزید

  ماه بر عشق تو خندید،

  یادم آید که از تو جوابی نشنیدم

  پای در دامن اندوه کشیدم

  نگسستم ، نرمیدم


  رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم

  نه گرفتی دگر از عاشق آزرده  خبر هم

  نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

جواب هما میر افشار به فریدون مشیری

 

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صیدافتاده به خونم

تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی...

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،

دگر از پا نشستم

گوئیا زلزله آمد،

گوئیا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی

بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟

نتوانم، نتوانم

بی تو من زنده نمانم

http://media.jamnews.ir/Original/1393/02/26/IMG13293846.jpg

+ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393| 19:57|malihe|



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


نه در آغوشت گرفته ام ،نه تو رابوسیده ام ..........
نه حتی موهایت را نوازش کرده ام...
اما .........
.ببین چگونه برایت عاشقانه مینویسم


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


دلتنگی یعنی
.فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شود !


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب
غروب زندگیست
ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تو نیست.


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

من باشم و تــــــــــــــــــــــو
دوست دارم زیر باران نگاهت بی چتر بایستم تا ابد
تا خیس عاشقانه چشمانت شوم




براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

قرار نبود
کوچه های خاطراتمان را
یکه و تنها
...مرور کنم
+ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393| 22:28|malihe|





خوش آمد بهار

گل از شاخه تابید خورشید وار

چو آغوش نوروزر پیروز بخت

گشوده رخ و بازوان درخت

گل افشانی ارغوان

نوید امید است در باغ




سال نو مبارک دوستان

+ جمعه یکم فروردین 1393| 3:25|malihe|




امشب بازهم پستچي پير محله ي ما نيومد

يا بايد خانه مان را عوض کنم

يا پستچي را !

تو که هر روز برايم نامه مي نويسي ، مگه نه . . . ؟






وقتی رفت گفت تو را هم با خود میبرم……. با خوشحالی گفتم کجا……… گفت از یادم………


جمله "بی تومیمیرم"راهیچ وقت باورنکن …
من بی توهنوززنده ام ،
زنده ای که روزی هزاربارآرزوی مرگ دارد!!







+ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392| 20:32|malihe|




حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ، گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد.




بابا جونم رفتی و مارو با یه مشت خاطره و خوبی تنها گذاشتی
بابا جون یادته به ما نوه ها همیشه میگفتی جوجه ها
حالا کجایی و ببینی که جوجه هات غمگین و ناراحتن

بابایی من نمیتونم غم بابامو ببینم ای کاش نمیرفتی

 یادته عید سیدا به همه فامیل عیدی دادی
بعد به من نرسید بهت گفتم بابایی جونم پس کی عیدی منو میدی
یه لبخند زدی گفتی جوجه الان که دیگه عیدی ندارم بهت میدم
ولی مثل اینکه یادت رفت پس بابا جون عیدی منو اون دنیا بهم بده

الان که 5 روزه ندیدمت دلم برات تنگ شده
وای به حال سال های دیگه ...



+ سه شنبه هفدهم دی 1392| 15:22|malihe|


سلام بچه ها امروز وبلاگم عزیزم
1 ساله

میشه
Click for larger version

+ دوشنبه دوم دی 1392| 18:46|malihe|





دل شکسته ای لب بام سیگارمیکشید...

خسته بود!

آنقدرخسته که یادش رفت بعداز آخرین پک...

سیگار رابه پایین پرت کند نه خودش را!!ْ!





می خندم!

دیگر تب هم ندارم

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام

سرد سرد

نمی دانم

شاید…

شاید دق کرده ام!

کسی چه می داند…

بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


ببیـــــــن
من هم
مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها
از تو یـــــادگاری دارم
ولــــی
یــــادگـــاری من
با بقیه فــــرق دارد
یــــــادگــــــاری مــــن
از تو
ســــینه ای پر از درد اســـــت ...




عاقبت بند سفر پایم بست
می روم، خنده به لب، خونین دل
می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل




من باختم به خود..باختم به آدم های فرشته نما..باختم به شاهزاده های شهر قلبهای سنگی..و حال ...
در گوشه اتاقم .. تنها.. حماقت هایم را میشمارم !!
آرام این جمله زاده میشود
<< سنگ باش تا سنگ سار نشوی!!!>>
به سلامتی همه زخم خورده ها





می گویند : سـاده نیست . . .

گذشتن از كسى كه گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران كـرده ...!!!

امـا من گذشتم . . .






ترک میکنم و تنهایت میگذارم....

تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....

صادقانه دروغ گفتن

خالصانه خیانت کردن

و عاشقانه بی وفایی کردن....


و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!

و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی...

+ جمعه هشتم آذر 1392| 3:59|malihe|



امروز تولد منه


سلام دوستان از تمام کسانی که بهم تولدم  رو تبریک گفتن ممنونم

از این که امروز به میان شماها امده ام خوش حالم

از نگین و محیا هم بخاطر این که برام پست گذاشتن ممنونم

بوسسسسس

+ شنبه دوم آذر 1392| 22:6|malihe|




باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم

رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده

کسی میان این دل، خیمه ماتم زده




محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد



التماس دعا


+ دوشنبه سیزدهم آبان 1392| 22:38|malihe






آه ای مرد که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای

هیچ در عمق دو چشم خامشم

راز این دیوانگی را خوانده ای؟

هیچ میدانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟

هیچ میدانی کز این عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم؟

گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد

آری اما بوسه از لبهای تو

بر لبان مرده ام جان میدهد


هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان تو را جویم به کام

خلوتی میخواهم و آغوش تو

خلوتی میخواهم ولبهای جام

فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده هستی دهم

بستری میخواهم از گلهای سرخ

تا در آن یک شب تو را مستی دهم

آه ای مردی که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای


این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ای


فـــــــــــــــروغ

+ یکشنبه پنجم آبان 1392| 22:34|malihe|


 

 

 

وداع کردم دوباره باز دلم آروم نداره

وای چه سرده هوای رفتنـت باز دوباره

میدونــی این دلم مثل قدیم بدجور هواتو داره

از وقتی رفتی بهار زندگیم شده پاییز

رویـــــاهام همــشون شدن غم انگیز

به خاطـــرت کنج خونـــه نشستم

درهای قـــلبو رو همـه کس بستم

گریه هام دیگه امونمو بریدن

چشمـام خستـه شدن از بس باریدن

اسم تو توی قلــب من هــک شده

بی تو نفــس کشیدن برای من سخت شده

عطر نفس هاتومیخوام دوبـــاره

دلم دیگه طاقت دوری تو نداره

بگــو کی بر میگردی نازنینم؟

تا آخـر عمر منتظـــرت میموم

 

 

اینم یکی دیگه از شعرهام هست لطفا نظرتونو دربارش بدید

 

بی تو میمیرم

+ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392| 12:13|malihe|





قول داده اَم…

گاهـــی

هَر اَز گاهـــی

فانـــوس یادَت را

میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم

خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم

اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…

خیالَت راحَت !




بی خیال است…

خیلی بی خیال…

همان کسی که…

تمام خیال من است…




يعنـــی میشود روزی برسد

که بیایی

مرا در آغوش بگیری

بخواهم گله کنم ....

بگویی هیس

همه کابوس ها تمام شد ....




"خدایا"
چه کرد روزگارت با من
که دیگر گریه ام
آرام نمیکند مرا... ؟؟




مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد

بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .

پـس چـرا ایـنـجـا

بـاران کـه مـی بـارد

عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .





سوختم...
باران بزن شاید تو خاموشم کنی...
شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی...
بزن باران ،
من سراپای وجودم آتش است...
پس بزن باران ، بزن شاید تو خاموشم کنی...






دیکتــــه روزگار



نبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــد



و نـُمره من


بـاز می شود . . . صــفــــــــر !



هنــــــوز . . .



نـبودنـت را . . . یـاد نگرفتــــه ام
+ شنبه دوم شهریور 1392| 1:15|malihe|






سخت ولی دارم میرم...مسافرم باید برم.
تا تو کنار اون باشی ...تا تو دوسش داشته باشی
منم دیگه مسافرم باید برم باید برم
تاکی باید کنج قفس بشینم و نگات کنم
تا تو کنار اون باشی همدم و یار اون باشی
خوشیش باشی... عمرش باشی... جونش باشی...
ولی دیگه دارم میرم از پیش تو میرم تا تو
کنار اون به آرزوهات برسی به هرچی میخوای برسی
کنار من سخته ولی صبر کن یکم دارم میرم مسافرم مسافرم
زندگیتو به پای من حدر نده ای عشق من
من که دیگه رفتنیم باید برم... باید برم...
گل غم آرزومو از توی باغت میچینم
تورو با اون میبینم و واسه همیشه میمیرم
اخه هنوز مثل قدیم به عشق تو من اسیرم
سخت ولی ...دارم میرم... مسافرم باید برم



بچه ها شعرم قشنگ بود؟؟؟؟؟خودم گفتما
+ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392| 22:5|malihe|



کاش می شد
یک لحظه جایمان را با هم عوض کنیم..
شاید تو می فهمیدی چقدر بی انصافی
و من می فهمیدم چرا؟

+ یکشنبه ششم مرداد 1392| 2:55|malihe|



+ پنجشنبه سیزدهم تیر 1392| 16:21|malihe



میدانی

برای گذر از

دوســـتت دارم به دوســـتت داشــتم

چه زجری باید بکشم ؟!
+ جمعه هفتم تیر 1392| 19:9|malihe|


یک قلب کوچک کشیدم،آن قلب کوچک تسکین دهنده ی قلب افسرده ی من بود...

روی برگه نوشته بود:اسم او چیست؟چه میگفتم؟چه مینوشتم؟                      پس نوشتم:او دکتر قلب مریض عاشق من است،او معلم مغز کوچک دیوانه ی من است، او گل سرسبد تمام گلهای خیال من است. او،اوست و اگر او نباشد من میمیرم...

صدایی شنیدم آری، وقت تمام شده بود

                                           خداحافظ عاشقی...

 

نظر یادتون نرها راستی شعر دوستم چه جوری بود

+ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392| 17:50|malihe|


.
ﻧﻴﺎ ﺑﺎﺭاﻥ … ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ اﺵ ﻧﻜﻦ !
ﻣﻦ و اﻭ ، ﻣﺎ ﻧﺸﺪﻳﻢ …


باران که میبارد ، دلم برایت تنگ میشود
راه می افتم بدون چتر ، من بغض میکنم ، آسمان گریه !

 


باران بیاید یا نیاید ،
تو باشی یا نباشی ،
خاطرت باشد یا نباشد ،
من خیس از یاد توام !

 

یه خیابون
یه بارون
دستهای یخ کرده
یه آهنگ
کلی فکر !
و پاکت سیگار به ازای تمام شارژهایی که باید برای با “تو” بودن خریده میشد … !


باران یعنی تو برمی گردی …
الان داره بارون میاد …

عکس های عاشقانه زیر باران

هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند …


بر سرم
چتر گرفت؛
به تماشا
ایستادند
باران و رهگذران

+ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392| 11:54|malihe|


     پسري با پدرش در رختخواب
    درد ودل مي کرد با چشمي پر آب

    گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نيست
    زندگي از بهر من مطلوب نيست

     گو چه خاکي را بريزم توي سر
    روي دستت باد کردم اي پدر

     سن من از 26 افزون شده
    دل ميان سينه غرق خون شده

    هيچکس ليلاي اين مجنون نشد
    همسري از بهر من مفتون نشد

    غم ميان سينه شد انباشته
    بوي ترشي خانه را برداشته

    پدرش چون حرف هايش را شنفت
    خنده بر لب آمدش آهسته گفت

    پسرم بخت تو هم وا مي شود
    غنچه ي عشقت شکوفا مي شود

    غصه ها را از وجودت دور کن
    اين همه دختر يکي را تور کن

    گفت آن دم :پدر محبوب من
    اي رفيق مهربان و خوب من

    گفته ام با دوستانم بارها
    من بدم مي آيد از اين کارها

    در خيابان يا ميان کوچه ها
    سر به زير و چشم پاکم هر کجا

    کي نگاهي مي کنم بر دختران
    مغز خر خوردم مگر چون ديگران؟

    غير از آن روزي که گشتم همسفر
    با شهين و مهرخ و ايضاً سحر

    با سه تا شان رفته بوديم سينما
    بگذريم از ما بقيه ماجرا

    يک سري ، بر گل پري عاشق شدم
    او خرم کرد، وانگهي فارغ شدم

    يک دو ماهي يار من بود و پريد
    قلب من از عشق او خيري نديد

    آزيتاي حاج قلي اصغر شله
    يک زماني عاشقش گشتم بله

    بعد اوهم يار من آن ياس بود
    دختري زيبا و پر احساس بود

    بعد از اين احساسي پر ادعا
    شد رفيق من کمي هم الميرا

    بعد او هم عاشق مينا شدم
    بعد مينا عاشق تينا شدم

    بعد تينا عاشق سارا شدم
    بعد سارا عاشق لعيا شدم

    پدرش آمد ميان حرف او
    گفت ساکت شو ديگر فتنه جو

    گرچه من هم در زمان بي زني
    روز و شب بودم به فکر يک زني

    ليک جز آنکه بداري مادري
    دل نمي دادم به هر جور دختري

    خاک عالم بر سرت، خيلي بدي
    واقعا ً که پوز بابا را زدي

 من که عاشقشم خیلی بدبخت بود..

+ جمعه سی ام فروردین 1392| 14:24|malihe|


همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . .

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد 

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد 

 


يه وقتايي لازمه يکي کنارت باشه

کاري نکنه‌ و حرفي نزنه ها

فقط باشه

عکس عاشقانه تنهایی

زیاد طول نمی کشد تا بفهمی
ورود به هر رابطه ای
نمی تواند تنهایی هایت را پر کند

لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان
که هروقت لازم شان داری
برعکس از آب درمی آینــــــــــــد
مثلا همین حــــــــــــــــــــالا
که من تو را می خواهم
و طبق معمول
خواستن نتوانستن استـــــــــــــــــــ...

 

 www iranpixfa ir love3 عکسهای زیبای عاشقانه   تنهایی   رویایی   عشقولانه

دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم
منو به جایی رسوند که حالا ،
تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:
عاشقمی؟!!
خب به درک...!!

شنيدنِ
(هر جور راحتي!)
ميتونه از سيلي دردناكتر باشه!!

 عکس عاشقانه تنهایی

گاهی چه دلتنگ میشویم
برای یک مواظب خودت باش
برای یک هستم
برای یک نوازش
برای یک
آغوش …

عکس عاشقانه تنهایی

+ چهارشنبه سی ام اسفند 1391| 17:1|malihe|


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

عصري است غروب آسمان دلگير است ...

افسوس براي دل سپردن دير است ...

هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ...عيب از من و توست ...

عشق بي تقسير است ...

 

عصري است غروب آسمان دلگير است ...

افسوس براي دل سپردن دير است ...

هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ...عيب از من و توست ...

عشق بي تقسير است ...

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

مرا از ياد ميتواني ببري ، اما از خاطر من نميتواني بروي . . .

 

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم

كه اگه يه روز ناراحتت كردم

بگي بيخيال ديونست . . .

 

عاشقانه بارانی

 

هر چند نمي‌دانم خواب‌هايت را با که شريک مي‌شوي اما هنوز ، شريک تمام بي‌خوابي‌هاي من، تويي ...

 


با اينکه ردِ پاي بوسه‌‌هايم را در تن ات
بهتر از کفِ دستم مي شناسم
اما با اين حال
تا به آغوش ات مي‌‌آيم
گم مي‌‌شوم!
خدا کند اينبار
مرا
از لابلاي لبانت پيدا کني‌....!!

 

 

 


يکي بيايد
دست اين خاطره ها را بگيرد

ببرد گردش ..
کلافه کرده اند مرا،
بس که نق مي زنند به جانم ..

 

+ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391| 18:56|malihe|


 

يه دختر و پسر که روزي همديگر را با تمام وجود دوست داشتن، بعد از پايان
ملاقاتشون با هم سوار يه ماشين شدند و آروم کنار هم نشستن ...

دخترميخواست چيزي را به پسر بگه ، ولي روش نميشد ..! پسر هم کاغذي را

آماده کرده بود که چيزي را که نميتوانست به دختر بگويد در آن نوشته شده بود ...

پسر وقتي ديد داره به مقصد نزديک ميشه ، کاغذ را به دختر داد.. دختر هم از اين

فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شايد پس ا

ز پايان حرفش پسر از ماشين پياده بشه و ديگه اون را نبينه .. دختر قبل از اين که

نامه ي پسر را بخواند ، به اون گفت : ديگه از اون خسته شده ، ديگه مثل گذشته

عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پيدا شده که بهتر از اونه ..! پسر

در حالي که بغض تو گلوش بود و اشک توي چشماش جمع شده بود ، با ناراحتي از

ماشين پياده شد............ در همين حال ماشيني به پسر زد و پسر درجا مــُـرد ..

دختر که با تمام وجود در حال گريه بود ، ياد کاغذي افتاد که پسر بهش داده بود!

وقتي کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:

" اگــه يــه روز تــرکــم کـنــي ميــميــرم "


1359829883331 من با سایه ام حرف می زنم


دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت

 

دختر:آروم تر من ميترسم


 

پسر:نه داره خوش ميگذره


 

دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه


 

پسر:پس بگو دوستم داري


 

دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر


 

پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)


 

پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه


 

و.....


 

روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره(براي اخرين بار)

+ جمعه یازدهم اسفند 1391| 17:55|malihe|


 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

منو دیدی تازِگیا

 

که پیشونیم خط افتاده ، موهام کم پشت

خسته شدن همه ی دوستام از فحش

شدی یه آدمِ چِرت قُفل ای که تف به این زندگی

دلم حرفاشو بِت که گفت ، تو هم یه چیزی بگووو

بگو نمیتونه هیچی به زوور ، جدا کنه دیگه تو رو ازم

جونِ هرکی دوس داری یه چیزی بگوو ... !

2afm

 

یه چیزی بگو ...

یه چیزی بگو ، بذا قانع شدم

تا نتونم جلوی رفتنت مانع شم

مگه نمیبینی ، چقد خراب و داغونم

تو این اوضاع منو تنها نذا خواهشاً

بگو چرا داری میری آخه به چه قیمتی

کیه که مثل من رو تو بتونه بشه غیرتی

یا با تو تا بکنه تو هر شرایط بَدی

اونوقت توی بی معرفت حتی جوابشو ندی

دِ یه چیری بگو ، چرا حرف نمیزنی

چرا فاصله میگیری به من دست نمیزنی

چرا همیشه همه جا تو رو باید ببینم

مگه نمیگفتی که دیگه هرز نمیپری

 

تتلو:

دیگه صدام دلِ تو رو زده ، بسّه رفتنی شو

بیخیالِ منِ خُل و بدِ سردِ عصبی شو

بدون هر کسی که دور و ورِ منِ عوضی شد

کاش این حسِّ بین تو و من یه ذرّه عوض میشد

دیگه صدام دلِ تو رو زده ، بسّه رفتنی شو

بیخیالِ منِ خُل و بدِ سردِ عصبی شو

بدون هر کسی که دور و ورِ منِ عوضی شد

کاش این حسِّ بین تو و من یه ذرّه عوض میشد

 

2afm:

نیستی تا ببینی که از همه چی خسته شدم

قیافمو ببین ، چقد شیکسته شدم

چقد سختی کشیدم ، چقد ضربه خوردم

وقتی فهمیدم رفتارت با من سرده مُردم

چه شبایی ، که تا صبح بیداری کشیدم

ناخونای عصبی که روی دیوار میکشیدم

بازم آرومم نمیکرد ، روم تاثیری نداشت

فک میکردم عزیزتر از خودم کسی نی برات

ببین چیکار کردی با من لامصّب

هر شب کارم شده گریه یا مَستم

تو اوجِ دوستی ، چطو وِلَم کردی

وقتی مشکلی نبود بینِ ما اصلاً

 

تتلو:

تو یه دورویی ، یه آدمِ پست

شدی یه کسی که با همه هست

باشه هرجوری میخوای تا کن

منم این کاراتو یادمِ پس

تو میدونستی که چیه دردِ من

تو میدونستی بدبختیمون چیه حرف بزن

بگو چرا با من اِنقَدِ سردی

بگو لعنتی ، اون کیه بعد من

 

2afm:

دیگه صبحا کنار تو ، چشم وا نمیکنم

دیگه اعتمادی ، به این عشقا نمیکنم

کسی هم نمیخوام ، که بهم توجه ای کنه

همه که مثل تو ، منو اشبا نمیکنن

همه که مثل تو ، با من خوب تا نمیکنن

منو از تَهِ دل ، از اون بوسا نمیکنن

یا اون روزا که میبُرم ، از هر کَس و ناکَسی

خودشونو توی دلم اینقد زود جا نمیکنن

دیگه شبا ، نمیام پشت خطی

خوشحالم که ، کنارِ اون خوشبختی

خوشحالم که ، یه حساب سوا روش کردی

و به خاطر اون ، منو فراموش کردی

 

تتلو:

دیگه صدام دلِ تو رو زده ، بسّه رفتنی شو

بیخیالِ منِ خُل و بدِ سردِ عصبی شو

بدون هر کسی که دور و ورِ منِ عوضی شد

کاش این حسِّ بین تو و من یه ذرّه عوض میشد

دیگه صدام دلِ تو رو زده ، بسّه رفتنی شو

بیخیالِ منِ خُل و بدِ سردِ عصبی شو

بدون هر کسی که دور و ورِ منِ عوضی شد

کاش این حسِّ بین تو و من یه ذرّه عوض میشد

دلم حرفاشو بِت که گفت ، تو هم یه چیزی بگووو

بگو نمیتونه هیچی به زوور ، جدا کنه دیگه تو رو ازم

جونِ هرکی دوس داری یه چیزی بگوو

انقد گوش کردم که حالم داره بهم میخوره

 

+ یکشنبه ششم اسفند 1391| 23:35|malihe|


 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

اگر قرار باشه دیگه عشقتون رو نبینید....دوست دارید ازش عکس خودشو به یادگاری بگیرید یا صدای ضبط شده اش رو؟؟؟من عکس

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 

بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا . . .


خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
میگویی : دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی خودت . . .

 


دلم که برایت تنگ می شود ،سرک میکشم لابه‌ لای نوشته هایم …
هیچ جای دیگری نیست که اینقدر پر باشد از تو !

  

           

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com
به نیمکت اولین قرارمان …
جای تو شسته ام تا جای خودم خالی باشد !!!

 

 

هنوز هم با تمام نبودن هایت دلیل بودن منی …

 


دلتنگم ، برای کسی که مدتهاست بی آن که باشد ، هر لحظه زندگی اش کرده ام

 

 

صدایت درگوشم زمزمه می شود

نگاهت درذهن مجسم ...

ولی من

تو را

می خواهم

نه خیالت را ..

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 نویسنده ها “سیگار” می کشند
شاعرها “هجران”
نقاش ها “تابلو”
زندانی ها “تنهایی”
دزدها “سرک”
مریضها “درد”
بچه ها “قد”
و من برای کشیدن ، “نفسهای تو” را انتخاب می کنم …

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com


می نویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها می روم
شاید او حتی نگوید کیستی
شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
می نویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com 

یه روزایی ، یه شبایی

به یه آدمای خاصی خیلی احتیاج داری

گوشیتو برمیداری شمارشو بگیری

اما میدونی بی فایدس

اینقدر دلگیرو دلتنگی که یهو به خودت میای

و میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالیِ بی جواب

اشکات سرازیر شُدن و بعد با خودِت فقط یه جمله میگی

اونهمه دوست داشتن آخرش چِرا اینطوری شد.....!

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com


اما تو بگو «دوستي» ما به چه قيمت؟


امروز به اين قيمت، فردا به چه قيمت؟


ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ


این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت


يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل


گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت


از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست


تاوان تو را مي‌دهم اما به چه قيمت


مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود


ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

گفته بودم لب تَــر کنی برایت جان می دهم ولی نه اینکه لبت با لب دیگری تر شود
حالا برو بمیـــــر

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 

هیچ کس تنهاییم را حس مکرد

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 

+ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391| 23:25|malihe|


 

 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی آرزو هام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تورو ببینه
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تورو ببینه

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم
آخه تو رنگ چشات هیبت دنیارو دیدم
توی هفت تا اسمون تو تک ستاره ی منی
بخدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تورو ببینه
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تورو ببینه

 

اگر زندگیم شد سراپا حدیثت
ترحم نمی خوام تو چشمای خیست

نو وعشق خوبت اگر قسمتم نیست
به زانو نیفتم که این خصلتم نیست

 

نمیخوام تو چشمام بخونی احساسم
نمیخوام ببینی که در التماسم
اگر عاشق هستم هنوز که هنوزه
نمیخوام دل تو واسه من بسوزه
خداحافظ ای عشق خداحافظ ای گل
واسه دل شکستن نداری تحمل
خدا حافظ ای عشق برو به سلامت
مثه من به غصه نداری تو عادت

 

من از تو نمیخوام دلیل و بهونه
گناهی نداری همینه زمونه

تو نیستی به قلبم جوابی بدهکار
منم که اسیرم تو نیستی گرفتار

 

برو موندنت رو به اصرار نمی خوام
نه هرگز من عشقو به اجبار نمی خوام
هنوزم عزیزم دلت نازنینه
دیگه نیستی عاشق حقیقت همینه
خداحافظ ای عشق خداحافظ ای گل
واسه دل شکستن نداری تحمل
خدا حافظ ای عشق برو به سلامت
مثه من به غصه نداری تو عادت

 

عکس های از غم و دوری

+ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391| 0:57|malihe|


 

 

پدر در حال رد شدم از کنار اتاق پسرش بود . با تعجب ديد که تخت

خواب مرتب و همه چيز جمع و جور است . يک پاکت هم روي بالشت

گذاشته شده است و روش نوشته بود (( پدر )) با بد ترين پيش

داوري هاي ذهني پاکت را باز کرد و با دستاني لرزان نامه را خواند :

پدر عزيزم ،

با اندوه و افسوس فراوان برايت مينويسم ، من مجبور بودم با دوست

دختر جديدم فرار کنم ، چون ميخواستم جلوي يک رويارويي با مادر و

شما را بگيرم من احساسات واقعي را با نازنين پيدا کردم ، او واقعا

معرکه است ، اما ميدونستم تو اون رو نخواهي پذيرفت ، به خاطر

تيز بيني هاش ، خالکوبي هاش ، لباس هاي تنگ موتور سواريش

و به خاطر اينکه سنش خيلي بيشتر از منه ، اما فقط احساسات نيست پدر اون ……………………

حامله است  حامله، نازنين به من گفت :

ما ميتونيم شاد و خوشبخت بشيم ،اون يک تريلي توي جنگل داره

و کلي هيزم براي تمام زمستون ،ما يک روياي مشترک داريم براي

داشتن تعداد زيادي بچه ، نازنين چشم منو رو به حقيقت باز کرد

که ماريجوانا واقعا به کسي صدمه نميزند ،ما اون رو براي خودمون

ميکاريم ، و براي تجارت با کمک آدم هاي ديگه اي که توي مزرعه

هستن ، براي تمام کوکاييني ها و اکستازيهايي که ميخوايم ،

در ضمن ، دعا ميکنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه ،

و نازنين بهتر بشه ،اون لياقتش رو داره ، نگران نباش پدر ، من ??

سالمه ، و ميدونم چطوري از خودم مراقبت کنم ، يک روز ، مطمئنم

که براي ديدار تون بر ميگرديم ، اون وقت شما ميتوني نوه هاي

زيادت رو ببيني .

با عشق . پسرت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

پا ورقي :

پدر : هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست ، من بالا هستم خونه

علي . فقط ميخواستم بهت ياد آوري کنم که در دنيا چيز هاي

بد تري هم نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه . دوستت دارم !

هر وقت براي اومدن به خونه امن بود ، بهم زنگ بزنيد !

 یعنی من عاشق این پسر شدم خیلی باحاله

+ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391| 15:12|malihe|


Roma 4 طرح های زیبای هنر عاشقانه

 

هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . . 

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *


خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم ، هرچه هستی گذرا نیست

هوایت ، بویت ... فقط آهسته بگو  . . . با دلم می مانی . . .

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *


دوستان عاشق شدن کار دل است
 دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است

تا توانی با رفیقان همرنگ باش
 یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش . . . 

 

 

 


فکرمیکردی خدانیست بالایسربارسفربستی ورفتی بی خبر چشم منویه عمرگذاشتی پشت درنمیشدکناربیای با عشق من بی دردسر؟

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *

شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *

نامه ای بر اب و باد
وای كه چقدر سر انگشت خسته بر بخار شیشه این پنجره ها كشیدم و..... تو نیامدی
نیامدی تا ببینی بی توچه تنهایم
نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند
نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین معشوقه ی دنیا
هستی
تا یادت نیاید روزگاری كه تمام دنیایم بودی

 

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او وجز با او نمی خواهی

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *


دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من میروی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

  تلخی برخوردهای سرد را

 

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد ، پس چرا من

به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . ؟

** ** * * ** * * * * * * * * * *** * * * *

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم . . .


 

+ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391| 0:17|malihe|


 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

يه پسر انگليسي به پسر ايراني ميگه: چرا خانوماتون با مردا دست نميدن؟

يعني انقدر مرداتون شهوت پرستن؟

پسر ايرانيه ميگه: چرا هر مردي نميتونه دست ملکه شمارو لمس کنه؟

پسر انگليسي عصباني ميشه و ميگه: ملکه فرد عادي نيست

فقط با افراد خاص دست ميده.

پسر ايراني ميگه: خانوم هاي سرزمين من همه ملکه اند...

 

دلم بشکنه حرفي نيست

حقيقت رو ازت ميخوام

بهم راحت بگو مي ري

حالا که سرده روياهام

-

نميدونم کجا بود که

دلت رو دادي دست اون

خودت خورشيد شدي بي من

منم دلتنگي بارون

-

يه بار فکر منم کن که

دلم داغون داغونه

تو ميري عاقبت با اون

که دستام خالي ميمونه

-

دلم بشکنه حرفي نيست

فقط کاش لايقت باشه

ميرم از قلب تو بيرون

که عشقش تو دلت جاشه

-

دلم بشکنه حرفي نيست

اگه تو يار و همراشي

ولي ميشد بموني و

کمي هم عاشقم باشي

-

همه فکرش شده چشمات

گاهي دستاتو ميگيره

يه وقت تنهاش نذاري که

مث من ميشه .. ميميره

 

 

 

+ دوشنبه نهم بهمن 1391| 0:8|malihe|


 

 

 

می خوای بری از پیشم دیگه عشق من بی همسفر
میری سفر
دلواپسم واسه تو
دلواپسم واسه تو عشق من
برو
تنها برو
اما بخند
این لحظه های آخرو
تورو خدا نزار یه امشبم با گریه های من تموم شه…
قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه
نزار که اشک چشم من بریزه پشت پای تو
کی میاد؟! جای تو
دقیقه های آخره میری واسه همیشه
منم همون که عشق تو تموم زندگیشه
همون که دلخوشی نداره
بعد تو تموم میشه
کی مثل تو میشه
بعد من هرجا میری یاد من نیفت
هرچی بشه
من عاشقم
راحت برو عشق من
گریه نکن آخه طاقت ندارم و میمیرم و می خوام تورو
راحت برو عشق من
تورو خدا نزار یه امشبم با گریه های من تموم شه
قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه
نزار که اشک چشم من بریزه پشت پای تو
کی میاد؟! جای تو
دقیقه های آخره میری واسه همیشه
منم همون که عشق تو تموم زندگیشه
همون که دلخوشی نداره
بعد تو تموم میشه
کی مثل تو میشه؟!

 

 
 

 

 

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه

من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر

نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه


تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه


من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه


هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره


اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه


آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي


مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه


من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني


زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟


مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمهپپ


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه


رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن


قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه


شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه


حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه


ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن


يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه


تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني


اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه


چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت


تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه

+ شنبه سی ام دی 1391| 21:40|malihe|


 

 

 

diroz ba ye daste gol omade bood be didanam ba yek negahe mehraboon hamoon negahy k salha arezoosho dashtam va az man darigh mikard va goft delesh baram tang shode vali man faghat negahesh kardam.vaghti raft sange ghabram az ashkesh khis shode bood

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن

گفتي که نه، بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
 

بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و کبود هلاک يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نکني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشکني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مکررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم کنار پنجره
داد کشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

علف هايي که نعشه نداشت
شراب هايي که مزه نداشت

جوک هايي که خنده نداشت

تيغ هايي که نمي بريد

طناب هايي که توان خفه کردنم را نداشت

قرص هايي که انقدر عادتشان داده بودم به خودم

مشت مشت اثر نداشت

سيگار پشت سيگار هايي که کام نمي داد

اين زندگي اي که بدونه تو پا نمي داد...

ميبيني عزيزم چقدر ساده رفتي و چقدر سخت جان مي کنم؟؟؟؟

 

+ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391| 10:59|malihe|